(گِبِري‌) به ما امكان مي‌دهد حدود معلومات كيميايي را در قلمرو لاتيني در اواخر سده‌ٴ سيزدهم‌، ارزيابي كنيم‌؛ و منشأ عربي آن را دريابيم‌. بيشتر اين معلومات جنبه‌ٴ تجربي داشت‌، و در مورد روش‌ها وابزارهايي كه براي كسب آنها مورد استفاده قرار مي‌گرفت‌، مي‌توان عقيده‌ٴ صريحي ابراز كرد.
با اين كه كيمياگري عربي دست كم تا نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ نهم سابقه دارد، در پايان سده‌ٴ سيزدهم‌، هنوز بسيار خام بود؛ و اقلاً تا يك سده‌ٴ بعد هم‌، همين وضع را داشت‌. ابوالقاسم محمد بن احمد كيمياگر بزرگ عراقي‌، اگر نه پيش از آن‌، احتمالاً در اين عصر برآمد. جَلدَكي (وفات‌: 1342)، شرح مفصلي بر رساله‌ٴ كيمياي او نوشت‌. اين رساله بدون هيچ ترديدي از تعاليم كيمياگري‌ مربوط به وحدت فلزات و امكان تبديل آنها بحث مي‌كند. ابوالقاسم عراقي در كتاب ديگري‌ جنبه‌ٴ اجتماعي كيمياگري را پيش مي‌كشد، كه عبارت است از لزوم رازداري‌، كه براي كيمياگران‌ موهبتي بود، چون بدانان امكان مي‌داد تا نابخردانه‌بودن آزمايش‌هايشان را توجيه كنند! خواننده‌اي كه نمي‌توانست بفهمد، جرئت شِكْوِه كردن نداشت‌، چون ناتواني‌اش چيزي جز ناشايستگي خود او را ثابت نمي‌كرد.
روي هم رفته‌، رساله‌هايي از قبيل جامع صنعت كيميا و رساله‌ٴ ابوالقاسم عراقي نمونه‌هاي‌ خوبي بودند از تعاليم كيميايي افراطي و پيش‌رفته‌؛ حال آن كه همه‌ٴ آثار منسوب به فيلسوفان‌ لاتيني ــ ونسان دوبووه‌، آلبرت كبير، بيكن‌، لول و غيره ــ با توجه به جميع جهات‌، معرف‌ نظري بينابيني و عاقلانه بودند. دعوي‌هاي پوچ كيمياگران و رفتارهاي فريبنده‌شان قابل تأييد نيست‌؛ با اين همه‌، آيا نمي‌توان آنها را در جستجوي معلوماتي كه داراي ارزش اساسي باشد گروه‌بندي كرد؟ ممكن بود اين تحقيقات سرانجام‌، به كشف حجرالفلاسفه منجر شود، ولي آيا نمي‌توان در آنها چيز بهتري يافت‌؟
جستجوي كيميا به قلمرو لاتيني يا اسلام منحصر نبود، بلكه هر جا كه مجالي براي رشد آن‌ وجود داشت كيمياگري هم رواج مي‌يافت‌. بذر كيمياگري كه از مصر هلنيستي آمده بود، در كشورهاي عربي‌زبان زمينه‌ٴ مساعدي يافت و قرن‌هاي متوالي‌، از حمايت امراي مسلمان‌ برخوردار شد. اكنون‌، زمان آن رسيده بود تا اين دانه‌هاي جوانه‌زده در جاي ديگري كشت شوند و حيات تازه‌اي را در اروپاي باختري از سر گيرند. جامع صنعت كيميا را مي‌توان نخستين شاه‌كار كيمياگري لاتيني به‌شمار آورد، كه خود سلف شيمي جديد ماست‌.